السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

295

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

يا در ساير چارپايان شيرده همچون گاو و شتر نيز جارى است ، اختلاف مىباشد . قول دوم به مشهور نسبت داده شده است . 18 برخى جواز را به غير شير از پشم و كرك نيز تعميم داده‌اند . 19 عاريه دادن زمين براى كشاورزى و ساختمان سازى صحيح است . 20 احكام : در عاريه ، مستعير نه مالك مال مىشود و نه مالك منفعت آن ؛ از اين رو ، نمىتواند بدون اجازهء مالك آن را به ديگرى عاريه يا اجاره دهد ؛ بلكه تنها مىتواند از معار به اندازهء متعارف انتفاع ببرد . 21 اگر معار داراى منافع متعدد و متنوع باشد و عرفا نيز منصرف به استفاده بعض آن منافع نباشد ، در صورتى كه معير نوعى از آن را تعيين كند ، مستعير نبايد از آن تجاوز نمايد و اگر همهء آن منافع را مباح كند يا هيچ يك را تعيين نكند ، استفاده از همهء منافع معار جايز خواهد بود . 22 عاريه به لحاظ زمانى مىتواند محدود به مدتى معيّن - مثلا يك ماه - باشد . در اين صورت ، پس از سپرى شدن مدت ، مستعير نمىتواند در معار تصرف كند ؛ ليكن معير مىتواند پيش از تمام شدن مدت ، معار را از مستعير پس بگيرد . 23 معار نزد مستعير امانت ( - - ) امانت ) به شمار مىرود ؛ از اين رو ، در صورت تلف شدن ، مستعير ضامن نخواهد بود ، مگر آنكه در نگهدارى آن كوتاهى يا بيش از حدّ متعارف يا مجاز از آن استفاده كرده باشد و يا معير شرط ضمان كند . طلا و نقره از حكم ياد شده استثنا شده است و مستعير مطلقا ضامن است ، حتى بدون شرط ضمان و بدون افراط و تفريط در حفظ آن ؛ ليكن در اينكه مورد استثنا مطلق طلا و نقرهء عاريه‌اى است يا تنها طلا و نقرهء مسكوك ( درهم و دينار ) اختلاف مىباشد . 24 در موارد تلف شدن معار و ضمان مستعير ، در معارِ مثلى مثل آن و در معار قيمى قيمت آن به مالكش پرداخت مىگردد ؛ ليكن در صورت نوسان قيمت بازار از زمان افراط يا تفريط تا زمان تلف شدن ، آيا ملاك ، قيمت زمان تلف است يا بالاترين قيمت از زمان افراط يا تفريط تا زمان تلف ؟ مسئله اختلافى است . 25